الشيخ حسين المظاهري

13

تهذيب نفس از ديدگاه قرآن (فارسى)

بشوى . بدين‌ترتيب ابوجهل توانست مردى را كه غرور ، تكبر و جاه‌طلبى بردل او حكمفرما بود تحريك كند . لذا وليد برخاست و به جمع دوستان خود آمد و به آنها گفت : او آدم دروغگويى است ؟ همه گفتند : نه ، او چهل سال به عقل و كياست در ميان ما شهرت داشته است . دوباره پرسيد : آيا مىشود گفت او كاهن است ؟ گفتند : اللهم لا . سپس قدرى انديشيد ، و آنگاه ناگهان سر را بالا كرد و گفت : چيزى به‌نظرم رسيد كه مىشود به واسطه آن پيغمبر را از صحنه بيرون كنيم ، چيزى كه مردم آن را مىپذيرند ، و آن اين است كه بگوييم : پيغمبر جادوگر است ، براى اين‌كه جادوگرها روابط ميان زن و شوهر يا دو تا برادر ، يا پدر و پسر را به‌هم مىزنند ، و پيغمبر هم‌چنين كارى را انجام داده است . گفتند : آرى ، اين خوب است . سرانجام در ميان مردم شايع كردند كه اين مردى جادوگر است . پس از اين جلسه مشركان ، از بس كه آن جلسه بد بوده غضب پروردگار عالم ظاهر شده و درپى آن چند آيه برضد آن جلسه و برضد وليد در قرآن آمده است ؛ مىفرمايد : « انَّه فَكَّرَ وَقَدَّرَ فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ تُمَّ نَظَرَ وَاسْتَكْبَرَ فَقالَ انْ هَذَا الّاسِحْرٌ يُؤْثَرُ انْ هذا الّا قَوْلُ الْبَشَرِ » ( مدثر / 18 - 25 ) « 1 » . مىفرمايد : فكر كرده است . مرده باد براين نگرش ! باز دوباره مىفرمايد : مرده باد براين فكرش ! حرف را برد و برگرداند فكر كرد و كرد و كرد و بالاخره گفت : « ان هذا الا سحر يوثر » ؛ اين قرآن يك سحر مؤثرى است در ميان مردم . وليدبن‌مغيره با آن فصاحت و بلاغتش ، وليدبن‌مغيره با آن جمله اول ، اينك جاى اين پرسش است كه وليدچه كرد كه چنين آياتى عتاب‌آميز درباره او نازل شد ؟ پاسخ آن است كه در مورد او تنها و تنها يك نكته وجود داشت و آن آلودگى دل است . خدا نكند تكبر بردل كسى حكمفرما

--> ( 1 ) - او انديشيد و سنجيد . مرده باد كه چگونه سنجيده است ، سپس نگريسته ، آنگاه چهره درهم كشيده ، روى ترش كرده ، سپس پشت كرده و تكبر ورزيده و گفته است اين نيست مگر سحرى كه روايت مىشود و اين نيست مگر گفته‌هاى بشرى .